حاج همت بزرگ تر بود يا بزرگراه همت ...؟
اين چند خط را صرفا نوشتيم به رسم يادگاري ،
تا کساني که قصد دارند در چارچوب مناسبات عصر قجري ديوان سالاري
از مرحله ي پرت روزگار ما ، مرتکب خبطي نظير ما شوند
و در خاکريزي ولو به کوچکي چند خط علم سه طلاقه کردن
اين عفريته ي جفاپيشه ي دنيا نام را برافرازند
و از دلاور مردان عرصه ي فرهنگ آفرين ناب محمدي (ص) ياد کنند ،
بدانند که ...
از هر طريق که راه بسپاري ،سرانجام کار را به قطعنامه 598 مي کشانند .
* اگر بزگراه همت مي بايد به عرض و طول
خود بنازد ، حاج همت اما در زندگاني کوتاه
خود عمق و محتوي داشت . اگر بزرگراه همت
، شهروندان را از غرب به شرق و از شرق به
غرب تهران مي رساند سردار خيبر ، بسيجيان را
از فرش به عرش مي رساند . از خاک به افلاک
از زمين به آسمان ، از خود به خدا ، از فکه به ،
کربلا از طلائيه به نينوا از سه راهي شهادت به
... بين الحرمين و از خميني به حسين ـ عليه السلام ـ
اگر بزرگراه همت را تردد سنگين وسايل نقليه *
احاطه کرده ، حاج همت را اما انبوه بسيجيان ، و
يا لابد به همين خاطر بود که يکي شان نوشته
بود حاجي من سر پل صراط جلويت را مي گيرم
داري به من ظلم مي کني الان سه ماه است که
در سنگر نشسته ام ، به عشق رويت تو .
* اگر چه بزرگراه همت سايه اي سنگين بر
ديگر بزرگ راه هاي شهر تهران دارد اما شايد
با احداث تونل رسالت شهر از زير نام سنگين
بزرگ راه همت ولو تا حدودي رهايي يابد . با
اين همه نام حاج همت و مرام او را با گذشت
زمان نه تنها نمي توان در محاق فرو برد بلکه
از محبوبيتش نيز ذره اي نمي توان کاست .
از شهادت حاج همت سال ها گذشته بود که
راوي فتح گفت " عمق وجود من با اين سکوت
راز آميز آشناست با سکوتي که در باطن ، هزارها
فرياد دارد . من هرگز اجازه نمي دهم که صداي
حاج همت در درونم گم شود . اين سردار خيبر
قلعه قلب مرا نيز فتح کرده است . ما به قول
آويني قبرستان نشينان عادات سخيفيم البته با
اين عبارت هاي خفيف و از سر عادت اي بسا
روزگاري نام پاوه را بر گوشه اي از بزرگ راه
همت روي جايگاه مخصوص تبليغ ببينيم ، بي
آنکه ذهنمان تداعي کننده ياد فرمانده سپاه پاوه
گردد . با اين حال کيست که به نام حاج همت
برخورد کند اما فراموش کند که اين فرمانده
سپاه پاوه بود که آتش نفاق و داغ دروغ را با نبوغ
خود خاموش کرد و تبديل به آشتي و وفا کرد .
* بزرگراه همت ، عاقبت روزي سر و ته
مشخصي پيدا خواهد کرد اما آن روز هم باز
بدن سردار خيبر ما بي سر خواهد بود . بزرگراه
همت برخلاف حاج همت بي گمان روزي
دارازايي ثابت پيدا خواهد کرد و در همان حد
متوقف خواهد ماند . ولي سردار خيبر از آن جا
که خود به استقبال مرگ رفت لاجرم هيچ گاه
به سکون نخواهد رسيد و همواره حرکت خود
را ادامه مي دهد تا ما با زوايايي ديگر از عظمت
حاج همت آشنا شويم .
* دير نيست که ديگر بزرگراه همت در حد
فاصل چمران و صياد ، نقطه ي مرکز نداشته
باشد . طولاني شدن بيش از پيش اين بزرگراه
حد فاصل مذکور را از حالت مرکزيت خارج
کرده و ديگر تنها در ميان تقاطع با بزرگراه
چمران و صياد نيست که تردد در بزرگراه همت
با زحمت صورت پذيرد با اين همه سردار خيبر
هنوز که هنوز است مخرج مشترک ديدگاه هاي
متفاوت همه ي سرداراني است که با هدفي
واحد ديدگاهي متفاوت نسبت به مقوله ي جنگ
دارند . " ما هرچه داريم از شهدا داريم و انقلاب
خون بار ما حاصل خون اين عزيزان است . در
تمام طول تاريخ بشريت چه در ليست استکبار
و چه در جنگ هاي اسلام و صدر اسلام و
تمامي غزواتي که پيامبر (ص) ما شخصا در
آنها حضور داشت ، هميشه اين مشخص بود
که جنگ حالت سکه ي چند رو دارد . در هيچ
کجاي تاريخ و مقررات جنگ استراتژي جنگ
و تاکتيک جنگ هيچ کس ما ، هيچ گروهي
نتوانسته بگويد اين عمليات پيروز است يا پيروز
نيست تنها حرکت در راه خدا مهم است خداوند
شکست مي دهد ، پيروزي هم مي دهد . همه
بايد اتکا به خدا داشته باشيم . اعضاي بدن
ما ضعيف است پيروزي با خداست عمليات
به دست کس ديگري است . دست ما نيست
که سخت باشد يا آسان . ديدگاه هاي ما مادي
است . تا حد توان کار مي شود و بقيه اش با
خداست . ما زيربناي جنگمان معنويت است ما
اين جنگ را با خون پيش مي بريم" . اين
آخرين سخنراني حاج همت در دوکوهه اما با
استقبال عجيب بسيجيان روبرو شد آن جا که
يک صدا فرياد برآوردند ؛
هر چه دلم خواست نه آن مي شود
آن چه خدا خواست همان مي شود .
... با وجود تمام اين شباهت ها اما
حاج همت از بزرگراه همت بسي بهتر و بالاتر است
که اين بزرگ راه هر چه ارث برده از سردار خيبر بوده است .

به نام خداي دانائيها
من علّمني حرفا ، فقد سيّرني عبدا
هرکس حرفي به من بياموزد ، مرا بنده و عبد خويش ساخته است .
امام علي ( ع )
سلام بر تو ! سلام بر تو اي معلم عزيزم !
سلام بر تو که کلامت کلام خداست و پيامت روشني بخش راه انسانهاست .
سلام بر تو که ب به پيروي از يرق علم و دانش به همت بلند تو برافراشته است .
سلام بر تو که همچون انبياء به راهنمايي و آموزش انسانها پرداخته اي .
سلام بر تو که به پيروي از پيشوايت به هدايت بشر همت گماشته اي ، و چه بي ريا در اين راه قدم برداشته اي .
سلام معلمم ! سلام بر تو که فرشتگان آسمان نيز بر دستانت بوسه مي زنند و بر تو درود مي فرستند .
سلام بر تو که همچون نوح ، کشتي فکر آدمي را ، از درياي جهل ، به سلامت به ساحل دانايي هدايت نمودي .
سلام بر تو که همچون عيسي ، با دَمي الهي ، فطرت مرده انسان را زنده کردي .
سلام بر تو که چون ابراهيم بت جهل را شکستي .
سلام بر تو که چون محمد(ص) آدمي را از قعر جهالت به بلنداي دانايي رساندي .
آموزگار مهربانم ! به ياد مي آورم روزي را که در ظلمات جهل و بي سوادي بودم و تو دستم را گرفتي و با نور ملکوتيت
راه را برايم روشن نمودي و قدم به قدم همراهم شدي .
به ياد مي آورم که قلم به دستم دادي و دستم را گرفتي تا بتوانم بنويسم و من نوشتم _ به نام خداوند جان و خرد _.
آري ، اين تو بودي که با کلامي ساده مرا با پروردگار هستي آشنا کردي .
تو به من ياد دادي خوب زيستن را ،
تو به من ياد دادي انسان بودن و با شرافت زندگي کردن و آزاده بودن را .
و اکنون در بزرگداشت روزي که به ياد استادي بزرگ و معلمي دلسوز استاد مرتضي مطهري ، و به نام تو نامگذاري
شده به تو درود مي فرستم و دستان مهربانت را مي بوسم و صميمانه از تو به خاطر زحماتت سپاسگزارم و اميدوارم
که در پناه خداوند همواره پيروز باشي و وجود نازنينت هميشه روشني بخش راه علم و دانش باشد .

روز معلم بر تمامي معلمان عزيز مبارک باد .
خواهر عزيزم ، زيتون جان !
رداي زيباي پيامبري بر قامت آراسته ات مبارک باد .
http://shemshad.parsiblog.com